Traditional Persian music is getting a brand-new makeover in Tehran. An innovative Iranian musician has electrified the ancient three-stringed Setar to make music that's a combination of past and present.
It sounds decidedly modern, but the rasping rock chords come from an ancient Iranian instrument, boasting more than a thousand years of history.
The three-stringed Setar, a kind of lute, is a familiar part of traditional Persian music.
But now musician Soroush Gharamanlou has brought it crashing into the 21st century, with electrifying effect.
Gharamanlou is trying to make a whole new sound - yet one that still sits within the Persian tradition.
Soroush Gharamanlou, Iranian musician, said, "This electric Setar has the frets of Persian music but modifications on its scale give us the chance to perform more modern music. At the same time the sounds which are produced by this instrument are neither similar to western music nor so far removed from the dominant music of Iran. I mean Iranians are familiar with this sound."
Iran has an overwhelmingly youthful population. Many fear that exposure to a wide range of different musical cultures through satellite TV and the Internet could dilute interest in Persian musical traditions.
Gharamanlou believes that his invention will help bring old and new, young and old together.
Soroush Gharamanlou said, "Our objective was to close the gap between youth music and traditional Persian music. At present, the majority of Persian music lovers are middle-aged people but our objective is to reconcile the youth with this music."
Classically-trained, Gharamanlou was aware he was taking the risk of alienating conservative traditionalists.
But, despite much criticism from prominent masters of the traditional Setar, he persevered.
Now, interest in the electric Setar is growing.
Elham Nazari is studying with Gharamanlou to master the Setar's new-found possibilities.
Elham Nazari said, "You can experience all the excitement and emotion of western classical music - and at the same time remain in the realm of Persian music."
Gharamanlou's first album on the electric Setar - "My Conscience is on Fire" was a bestseller at Iran's international book fair in April 2011.
Gharamanlou was also Iran's only representative at July's Berlin World Cultural Festival, putting the spotlight on this latest addition to Iran's musical repertoire.
پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران، امیرحسین همدانیزاد: آلبوم موسیقی «خاطرم در آتش است» از جمله آثاری است که برپایه موسیقی ایرانی، نگاه تازهای به آن داشته است. سروش قهرمانلو نوازنده و آهنگساز جوان، با بهرهگیری از عنصر جسارت و خلاقیت، این آلبوم موسیقی را با همت انجمن موسیقی ایران وارد بازار موسیقی کرده است و طی مدت کوتاهی از انتشار آن، مخاطبان جدی موسیقی را مورد توجه خود قرار داده است. سروش قهرمانلو، فارغ التحصیل ریاضیات کاربردی متولد 1356، در کودکی نزد استاد محمد یگانه دوتار شمال خراسان (کرمانجی) را آموخت. وی نزد استاد شاهپور هدایتیفرد مقدمات نوازندگی تار را گذراند و مدت کوتاهی نیز به حضور مهیار مشفق و کیوان ساکت رسید. او مدت 15 سال به خدمت جلال ذوالفنون رسید و در نوازندگی سهتار از فارغالتحصیلان مکتب ایشان است و مدت 5 سال عضو گروه ذوالفنون به عنوان نوازنده دوم سهتار و مدیر برنامههای ایشان بود. همچنین با استاد ذوالفنون در تالیف کتاب «گل صد برگ» همکاری داشت و مقاله «ساختارشناسی موسیقی ایران» نتیجه تحقیقات وی در زمینه ردیف میرزاعبدالله از نگاه تخصصی ریاضی است که به تئوری تازهای در موسیقی ایرانی دستیافته است. با این هنرمند جوان گفتوگویی انجام دادهایم که در زیر میخوانید.
-آقای قهرمانلو، در آلبوم «خاطرم در آتش است» شما شنوندگان را دعوت کردهاید به اینکه قطعات را به صورت متوالی گوش کنند، چرا به قوه تخیل مخاطب تکیه نکردید تا به نقل خیلی از اساتید، انتزاع در دستان شنونده باشد؟
ببینید، در نهایت وقتی شنونده یک بار اثر را گوش می کند، خود به خود این امر صورت می گیرد و قطعا شنونده نسبت به برخی قطعات تمایل بیشتری پیدا می کند من در واقع بر اساس ذهنیاتم تنها این را به شنونده پیشنهاد می کنم و به گفته خودتان او را دعوت می کنم. علت اصلی این دعوت، روایی بودن موسیقی فولک خراسانی و خصوصیات بخشیهاست، به این صورت که یک شخصیت و اتفاقاتی که برای این شخصیت افتاده است را به صورت داستان روایت می کنند.
-این در واقع نوعی دید مقامی است؟
بله کاملا یک دید مقامی محسوب می شود. البته من با قصد قبلی این کار را انجام نداده ام، این بخش تصویری در متن موسیقی وجود دارد به طوری که شنونده کاملا روایت یک داستان را به مرور حس می کند. زمانی که من برای نخستینبار شعر «ساعت پنج عصر» لورکا شاعر اسپانیایی را که در مورد شخصی است که در مراسم گاوبازی کشته میشود خواندم از همان ابتدا بسیار جذب شدم، در واقع داستان شعر من را به دنبال خودش میکشید. مجموعه خاطرم در آتش است از مطالعه این شعر با ترجمه فوقالعاده مرحوم شاملو و ارتباطی که من با این اشعار برقرار کردهام مشتق شده است.
-بنابراین شما در این اثر یک نوع تصویرسازی را انجام دادهاید؟
بله یک تصویرسازی به شکل موسیقی.
-به این ترتیب شما با الهام از شعر لورکا، شعر را به صورت موسیقی درآوردید و به همین خاطر هم به شنونده این پیشنهاد را میدهید که اثر را متوالی گوش کند؟
دقیقا، همینطور است.
-چگونه ادبیات اسپانیا، موسیقی ایرانی ردیف دستگاهی و موسیقی الکترونیک در یک نقطه به هم پیوند خوردهاند آیا باید این موسیقی را موسیقی تلفیقی بنامیم؟
به نظر من صاحب یک اثر این روزها، نباید خیلی در مورد ژانر اثرش صحبت کند و این را من به خود شنوندهها واگذار میکنم تا لایههای مختلف این موسیقی را پیدا کنند. امروز سبکهای مختلف موسیقی تا حدی در هم تنیدهاند که تشخیص سبک، کار سادهای نیست مثل آدمهای چندنژادی میماند. تمام سعی من بر این بوده است که شنونده با شنیدن اثر چند لحظهای از دنیای اطرافش بیرون بیاید و در عین حال این تجربه برایش لذتبخش باشد. این موسیقی در حقیقت دربردارنده لایههای مختلفی است و اگر بخواهیم توصیفش کنیم، مثل یک پیاز میماند. به طور کلی و به دلایلی که عرض کردم من در هنگام خلق این اثر دغدغهای برای سبک نداشتم و تنها دغدغهای که داشتم، این بود که تصورات ذهنیام را به درستی در متن اثر پیاده کنم.
-اشاره کردید که شنونده برای مواجهه با این اثر باید چند لحظهای از دنیای اطرافش بیرون بیاید. به نظر شما موسیقی باید شنونده را به تفکر وادارد یا او را از خودش و دنیای اطرافش بیرون بکشد؟
به اعتقاد من باید همه ژانرهای موسیقی وجود داشته باشند. برای نمونه در یک مجلس عروسی نمیتوانیم با اثری از استاد شجریان شاد باشیم یا در هنگام رانندگی نمیتوانیم به موسیقی کلاسیک یا موسیقی مقامی ایران با تمرکز گوش کنیم، چرا که هر دو دارای فراز و فرودهای بسیاری هستند و صدای محیط بیرون تمرکز لازم را از ما سلب میکند. به طور کلی در هر هنری، به نظر من باید برای تمام لایههای شنیداری مردم اثرهای مختلفی برای ارائه وجود داشته باشد. ژانرهای مختلف دائما یکدیگر را تغذیه می کنند و به اعتقاد من باید به هوش جمعی مردم نیز احترام بگذاریم و بر خلاف تفکری که به اشتباه در بین ما جا افتاده مبنی بر اینکه چیزی که مردم انتخاب میکنند از ارزش کلی برخوردار است به نظر من اگر بنگریم همیشه در این انتخاب ها نکات مثبت بسیاری وجود دارند.
-در واقع میتوان گفت که چندلایهای بودن اثر شما از همین تفکر شما نشأت میگیرد؟
-دقیقا.
-وقتی اثر شما را گوش میکردم، سبک آثار الکترونیک ژان میشل ژار را برایم تداعی میکرد...
بله، خوب من در واقع دوران کودکیم را با آثار ژان میشل ژار گذراندم و در آرشیوم از او آلبومهای بسیار خوبی دارم.
-پس این حس در من اتفاقی نبوده است؟
به هیچ عنوان. ببینید من در آهنگسازی همیشه تمام درها را برای خودم باز گذاشتهام. برای مثال برادرم آرش هر ماه حدود 100 ساعت موسیقی خریداری می کند و بعد از گوش دادن، حدود 20 دقیقه موسیقی را برایم انتخاب کرده و من گوش می کنم و این همواره تاثیر ناخودآگاه در آهنگسازی من میگذارد.
-آیا به نظر شما این آثار موسیقی چندلایهای که البته امروزه در بازار ما بسیار رونق پیدا کرده است، کیفیت مطلوبی از دیدگاه هنری، تخصصی و عامیانه آن دارا هستند؟ راهکاری برای بالاتر رفتن این کیفیت وجود دارد؟ برای نمونه آثار علیرضا مشایخی یک موسیقی آتونال اتمسفریک و آتماتیک با استفاده از موسیقی الکترونیک ارائه می کنند؛ در ابتدا شنوده ممکن است احساس گنگی داشته باشد اما در پایان تم ایرانی اثر در ذهن شنونده ثبت شده است.
من کاملا با نظرات شما موافقم اما این تنها وظیفه من نیست. بزرگترین مشکلی که همواره مانع پیشرفت کیفیت موسیقی ما بوده است، ضعف اقتصادی و عدم سودآوری در این عرصه است. اگر موسیقی ما سودآور شود موسیقیدانها افزوده میشوند و در نهایت این امر منجر به ایجاد تفکرهای مختلف در موسیقی خواهد شد. به نظر من اقتصاد موسیقی ما در حال حاضر تنها به قشر سرمایهدار جامعه تکیه کرده است در حالی که برخلاف آن در سینما، بیشترین آمار مربوط به قشر میانی است و توده مردم بر روی بودجه اثر میگذارند. به همین دلیل همیشه بودجه یک فیلم سینمایی میلیاردی بوده است اما شاید بودجه اجرای یک کنسرت در بهترین شرایط به 100 میلیون تومان هم نرسد. در ادامه این را باید اضافه کنم که همه ما نتیجه تمام اتفاقاتی هستیم که از بدو تولد تا حال بر ما گذشته است و بر اساس آنها دیدگاه و دغدغه ای در ما شکل می گیرد و ما نمی توانیم دیدگاه دیگری را هم به زور دریافت کنیم. در غیر این صورت مثل داستان کلاغی که میخواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد و بعد راه رفتن خودش را هم از یاد میبرد، خواهد شد. اما من در اینجا اگر موافق باشید، میخواهم کمی در مورد تجربهای که سال گذشته در اجرای کنسرت در مترو تهران کسب کردهام صحبت کنم ...
-به طور غیررسمی این کنسرت را برگزار کردید؟
خیر، کاملا رسمی بود و ما مجوز داشتیم. از 18 تا 28 اسفندماه سال گذشته در هشت ایستگاه مختلف هشت اجرا برگزار کردیم. بازتاب آن برایم بسیار جالب بود و درسهای بسیاری به من آموخت. اجرای ما تنها شامل دو سهتار، یکی آکوستیک و دیگری افکت میشد و هیچ ساز کوبهای یا آواز نداشتیم. خوب، مردم با ما مواجه می شدند و البته با توجه به شرایط شب عید همه بسیار عجله داشتند اما می ایستادند. ما می دیدیم شخصی کیسههای پلاستیک میوه در دست، می ایستاد یا کارگر ساختمانی با همان سر و وضع گچی اجرای ما را نگاه می کرد. بچههای کوچک هم به ما گوش می دادند. سوال من در همین جاست! همه ما چقدر سعی کردیم بچههایمان را به کنسرت ببریم؟ به نظرم نه تنها سعی نمی کنیم بلکه همیشه گفتهایم از آوردن کودکان در سالن کنسرت خودداری کنید، خوب! این بچه چقدر در آینده دغدغه رفتن به کنسرت خواهد داشت؟اما برای بازی استقلال پرسپولیس پدر، دست فرزندش را می گیرد و با هم به استادیوم می روند و 10 سال بعد این بچه که با فضا هم کاملا آشنا شده است به تنهایی به استادیوم میرود ولی این کار را برای موسیقی انجام نداده ایم و روز به روز فاصله سنی مخاطبان ما با ما زیادتر می شود. در آخرین اجرایی که داشتیم افراد بسیاری از اجراهای قبلی ما آمده بودند و این برای ما یک موفقیت محسوب میشد این مسئله کاملا نشان می دهد که مردم ما به صورت بالقوه با موسیقی ارتباط برقرار می کنند. اما ما تلاشی برای بالفعل شدن این پتانسیل انجام ندادهایم چرا که تعداد اجراهای زنده ما آمار بسیار پایین و بلیت کنسرتها هم قیمت بالایی دارد.
-در مورد سهتار الکتریکی که در این اثر بسیار از آن استفاده کردید برای خوانندگان ما بفرمایید آیا آن را به عنوان یک ساز بهکار گرفتید یا صرفا به عنوان یک افکت موسیقایی؟
ببینید برای من ساز تنها وسیله است. دیدگاههای مختلفی وجود دارد مثلا بعضی معتقدند نباید ایستاده سهتار بزنید و نمونهای از اینها. به نظرم ساز تنها وسیلهای است برای پیاده کردن چیزهایی که در ذهن ما وجود دارد. در مورد سهتار الکتریک که فرمودید اضافه میکنم که این ساز با سهتار الکتریک کمی فرق دارد و میکروفونی که روی آن نصب شده دو لاین را به صورت موازی در هنگام نواختن پیش میبرد. ایده اولیه آن در منزل دوست خوبم آقای احمد حسینی هنگام کار با کامپیوتر به ذهنم رسید و بلافاصله آن را پیاده کردم و البته اجرایی هم از دیوید گلیمور دیده بودم که با گیتار آکوستیک و دستگاههایی که در زیر پایش قرار داده بود.
-به نظر شما در اثرتان، استفاده زیاد از سهتار افکت، توازن سوال و جواب بین سهتار و سهتار افکت را از بین نمیبرد؟ برای نمونه در آثار باروک این سوال و جوابها وجود داشته و همواره بسیار به آن توجه شده است؟
به طور کلی برای من محصول کار مهم است و تنها به چیزی که در ذهنم میگذشت فکر و آن را پیاده کردم، ممکن بود این کار حمایت شود یا من شکست بخورم. از این اتفاقات موارد بسیاری دارم برای مثال آثار مرحوم عبادی را به عنوان سنتی میشناسند در حالی که ایشان اصلا سنتی نمینواختند و امروز به اشتباه به آن سنتی میگوییم. مبنای ما نباید تنها صفحههایی که در تاریخ وجود دارند، باشد. زمانی مرحوم میرزا عبدالله یا آقاحسینقلی مجبور بودند تمام مطلب را در 2 دقیقه اجرا کنند. زیرا بیش از 2 دقیقه نمیتوانستند یک صفحه را ضبط کنند و شاید چیزی که ما امروز از آنها میشنویم در آن زمان به شکل و مفهوم دیگری وجود داشته است.
-سوال قبلم را با یک مثال ادامه می دهم؛ فرض کنید در صحنه انفجار یک ماشین در یک فیلم سینمایی تنها در چند ثانیه بسیار واقعی جلوه میکند، اما در فیلم دیگری همان صحنه به قدری طولانی می شود که شاید بیننده کاملا متوجه ماکت بودن ماشین و محیط مجازی اطراف می شود.
ببینید با این مسئله موافقم اما با اینکه افکت را مقصر جلوه دهیم، خیر! وقتی شروع به ساخت موسیقی می کنیم همیشه یک سری نقاط تعلیق در نظر گرفته میشوند که این نقاط شبیه همان لحظههای تعویقدهنده در ماشین است. در این لحظهها هیچ نیرویی به چرخها وارد نمیشود. جذاب شدن موسیقی به این نقاط تعلیق دلبسته است حال، ممکن است مثل تعویق دهنده در 2 ثانیه انجام شود یا در جایی که تمام صحنه آتش است نقطه تعلیق عدم حضور آتش باشد.
-آقای قهرمانلو، در مورد آهنگ شماره 9؛ «پایان خواب توست» و شعر آن کمی برای خوانندگان ما توضیح بفرمایید؟
بله این اثر برگرفته از شعر استاد عبدالله کوثری است که در مصرعی از آن می فرمایند: پایان خواب توست فردا دنیا تو را در خواب خواهد برد.
-چگونه از قالب ادبیات اسپانیایی به این قالب ایرانی رسیدید؟
در داستان لورکا، 6 قسمت وجود دارد که در یک نقطه به پایان می رسند ولی به نظر من و با دیدگاه ایرانی من آنجا نقطه پایان نیست و حتی در خود داستان داریم: «دنیا نجابتت را خواهد سرود» و این همان بیانگر جاودانگی است و من با کمک شعر استاد کوثری به این جاودانگی اشاره کردم.
-در مورد ریتم اثرتان، با توجه به چندلایهای بودن اثر که فرمودید، انتظار میرفت که ریتم قطعه نیز متغیر باشد ولی ثابت بود. چرا؟
خوب، اگر نگاه کنیم این لایهها در ریتم هم وجود دارند مثلا در آهنگ «باران ستارهها»، درون اثر ریتم لنگ داریم ولی از بیرون اصلا لنگ شنیده نمیشود به این شکل: →2/1→3/2/1→2/1→2/1→3/2/1→4/3/2/1 که 2/1 آخری سبب زوج شدن ریتم میشود اما تغییراتی که داده میشود لنگ است.
-به نظر میرسد که این ریتم یک باطن قوی دارد که شنونده حرفهای را میطلبد؟
بله، اما من شنوندههای غیرحرفهای را هم به گوش دادن این اثر دعوت میکنم.
-طرح جلد اثرتان چه چیزی را بیان میکند؟
این طرح را دوست عزیزم آقای سیامک شریفیان با حوصله زیاد و بعد از چندبار گوش دادن اثر طراحی کردند که اگر به طرح نگاه کنیم در آن از رنگهای موجود در آتش یعنی قرمز، سیاه و طلایی استفاده شده و زنجیر را به عنوان متریالی که گره دارد، همان طور که خاطر انسان گره دارد، در نظر گرفتیم. در نهایت وقتی طرح را روبروی خود بگیرید تصویر نیمرخ یک انسان را می بینید با سایههایی که حس قیر را به شما میدهد و بیانگر آبشدن خاطر در آتش است.
-از وقتی که برای این گفتوگو اختصاص دادید سپاسگزارم، اگر صحبتی در پایان دارید بفرمایید؟
از جناب محمد مهدی قوام بسیار تشکر میکنم. ایشان تمام امکاناتشان را در اختیارم گذاشتند، ایدههای بسیار خوبی به من دادند و اثر را به بهترین شکل تنظیم کردند. بدون ایشان خلق این اثر ممکن نبود و اما در ترجمه ادبیات به موسیقی بسیار مدیون استاد عبدالله کوثری هستم. ایشان به من اجازه میدادند آثارشان را قبل از چاپ مطالعه کنم و این من را وارد دنیای دیگر کرد تا از دیدگاه جهانبینی به مسئله ترجمه ادبیات به موسیقی نگاه کنم و تجربههای بسیاری خدمت این استاد بزرگ کسب کردم.
اعضای گروه نیوش :
آرش قهرمانلو: مدیریت گروه
سروش قهرمانلو: آهنگساز و خواننده و نوازنده ی ساز ابداعی سه تار افکت
محمدصادق فدایی فرد : نوازنده ی دف
بردیا یوسفی : نوارنده ی سه تار
کیکاووس مختاری: نوازنده ی سنتی سایزر
و با افتخار حضور نوازنده ی دف میهمان : هادی بختیاری
متن دعوت نامه از برلین
Dear Niush
We are pleased to inform you that, after consideration by the World Culture Festival Event Committee, we would like to invite you to perform at the World Culture Festival to be held on 2nd & 3rd July 2011 in the Olympiastadion Berlin, Germany.
The event celebrates the 30th Anniversary of The Art of Living Foundation, one of the largest volunteer based, international, non-profit, educational and humanitarian NGOs active in 151 countries. The overarching theme of the Festival is “Celebrating Diversity and Enriching Life”, and its principal aim is to foster harmony in diversity by promoting wide-ranging inter-cultural dialogue. This historic Festival is expected to bring together a diverse group of 70,000 participants from around the world. Leaders, peacemakers and renowned personalities will inaugurate a global platform spreading the message of World Peace & Harmony.
We would like to welcome you to the Grand Stages of the World Continents Pavilions at the World Culture Festival to perform some of your wonderful work and we would be happy to provide you with a platform.
We sincerely hope you will be able to join us for this magnificent and unique festival and look forward to hearing from you soon.| امروز حضور پیدا کرد آهنگساز "خاطرم در آتش است" در غرفه انجمن موسیقی ایران سروش قهرمانلو امروز 19 اردیبهشت با حضور در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و غرفه انجمن موسیقی ایران با علاقهمندان موسیقی همراه شد. |
|
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، سروش قهرمانلو نوازنده سهتار و آهنگساز آلبوم "خاطرم در آتش است" امروز در غرفه انجمن موسیقی ایران حضور یافت تا علاوه بر پاسخ به پرسشهای علاقه مندان به موسیقی، آلبوم "خاطرم در آتش است" را با امضای خود به دوستدارانش عرضه کند.
"خاطرم در آتش است" در کنار آلبوم "ارکستر سمفونیک تهران" شهرداد روحانی تا به امروز پرفروشترین آثار انجمن موسیقی ایران در بیست و چهارمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بوده است. این نمایشگاه که از چهاردهم اردیبهشت ماه آغاز شده است تا بیست و چهارم همین ماه ادامه خواهد داشت. غرفه انجمن موسیقی ایران در راهرو 13 ، غرفه 29 نمایشگاه بیستوچهارم کتاب تهران میزبان علاقهمندان خواهد بود. |
آلبوم موسیقی " خاطرم در آتش است " به اهنگسازی و نوازندگی سروش قهرمانلو و با تنظیم محمد مهدی قوام در نمایشگاه کتاب غرفه ی " موسسه ی انجمن موسیقی " واقع در سالن شبستان راهروی 13 غرفه ی شماره ی 29 بالاخره به فروش گذاشته شد

| موسیقی تلفیقی «عین، شین، قاف» منتشر می شود سروش قهرمانلو خبر از آماده انتشار شدن آلبوم موسیقی تلفیقی «عین ، شین، قاف» توسط گروه موسیقی نیوش داد. |
|
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران؛ «سروش قهرمانلو» آهنگساز و سرپرست گروه نیوش در گفت وگو با «نای» ضمن بیان این خبر گفت: بیشترین قطعات این آلبوم، قطعاتی است که پیش ازاین در بیست وششمین جشنواره موسیقی فجر اجرا شد ومورد توجه بسیارمخاطبان قرار گرفت. وی افزود: اگرچه که چند قطعه تازه نیز با نگاهی جدید ونوین دراین آلبوم وجود دارد که فکرمی کنم با انتشاراین آلبوم، مورد پسند مخاطبان نیز قرارگیرد. قهرمانلو درادامه به معرفی قطعات آلبوم پرداخت و اظهار داشت: بیشترقطعات این آلبوم با کلام بوده وبا همخوانی گروه و یک خواننده اجرا می شود. این آهنگساز درباره نام خواننده توضیحی نداد و گفت: چون صحبت های نهایی با خواننده هنوزدرحال انجام است و همه چیز قطعی نشده، بنابراین فعلا از بیان نام این خواننده معذوریم و با قطعی شدن صحبت ها؛ حتما آن را اعلام می کنیم . وی درباره نام قطعات ضبط شده اذعان کرد: شب زده، شهریار جان،عین شین قاف، انار نخل خنده و یک قطعه بی کلام از جمله قطعات ضبط شده در این آلبوم است. این هنرمند با بیان این که این آلبوم با همراهی سازابداعی و جدید گروه، یعنی سه تار الکترونیکی ساخته «احمد ناظمی» ضبط ومنتشرمی شود؛ اظهارداشت: فرم وسبک اجرایی گروه نیوش دراین آلبوم، موسیقی تلفیقی (فیوژن) است که با نگاهی به آلبوم قبلی گروه یعنی خاطرتم درآتش است، اجرا، ضبط ومنتشر می شود. سرپرست گروه نیوش افزود: ترانه های آلبوم «عین شین قاف»، همگی از سُراده های عماد خراسانی، مولانا و حافظ ایمانی است و آهنگسازی آن را نیز خودم بر عهده دارم. قهرمانلو ادامه داد: در این آلبوم همچون همیشه ازهنرمندی نوازندگانی بردیا یوسفی (تار)، محمد صادق فرد (دف)، کیکاووس مختاری (پیانو و سینتی سایزر) و حسین احمدی (گیتار بیس) بهره برده ایم. وی درباره انتشارات این آلبوم با بیان این نکته که درحال حاضر این آلبوم در مرحله ضبط و مسترینگ است، بیان کرد: متاسفانه در ایران تا تمام مراحل به پایان نرسد و هنرمند از جیب خود اثر را در استودیو ضبط نکند، هیچ انتشاراتی حاضر به نشر آن نیست و تازه بعد ازطی شدن تمامی این مراحل سخت و دشوار است که ناشر وارد کارشده و اثررا گرفته و منتشر می کند. این هنرمند تاکید کرد: گروه نیوش نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده و نیست و باید در انتظار پایان یافتن تمامی مراحل ضبط ، میکس و مسترینگ بماند تا پس از آن بتواند ناشر خوبی را برای آلبومش بیابد. وی در پایان افزود: گروه نیوش در تمامی مراحل به حمایت مخاطبان ایمان داشته و توجه ویژه مخاطبان به این گروه در بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر(به گونه ای که از چند روز پیش از نخستین اجرا، کلیه بلیت ها تمام شد ه بود) ما را به تولید این آلبوم و پیش رفت هرچه بیشتر امیدوار کرد. |
البته در این برنامه دوست عزیزم فرزاد حسنی با اجرای بی نظیرش مجری برنامه بود و در بین مدعوین دوستان دیگری هم بودند که با حضورشون از این حرکت انسان دوستانه حمایت کردند از قبیل :
هنرمندان :گوهر خیر اندیش . شبنم مقدمی . سارا خوئینی ها . الیزابت امینی . شقایق دهقان .ابولحسن دواودی . بیتا منصوری. سیروان خسروی
که البته شرح این برنامه را می توانید از وببلاگ خود بهاره در لینک زیر مطالعه کنید
ماه هفت شب (وببلاگ بهاره رهنما)

سروش قهرمانلو .بهاره رهنما . گوهر خیر اندیش . بردیا یوسفی . محمد صادق فدایی فرد . آرش قهرمانلو

